
کودک ."" آسمان را به اندازه پنجره ای از اتاقش تجربه میکرد ....
به آبنبات وعده مامان برای پایان روشنایی روز فکر میکرد ...
پاهایش روی هم بود و انگشت اشاره را تا بینهایت در بینیش فرو برده بود
و درست آنسوی دیوار زمان پایان ظهر بود در ۱۳۸۷ .
+
نوشته شده در
87/02/09;ساعت 21:19; توسط هیچکس;
|